خامنه ای در دیدار با هنرمندان اعتبار از دست رفته اش را طلب می کند: سارا والا
۱۹ تیر, ۱۳۸۹ماجرا از حضور «شریفی نیا» ،«احمد نجفی» و چند به اصطلاح هنرمند دیگر در مراسم تحلیف احمدی نژاد آغاز شد و حالا یک روز دیدار «هدیه تهرانی » با اسفندیار رحیم مشایی ، روز دیگر دیدار «مهناز افشار» ؛ امروز خبر حضور خواننده های لس آنجلسی در ایران با حمایت حاکمیت فردا برگزاری کنسرت « بنیامین » با حمایت حضرات در لس آنجلس و
…
Related posts:
ماجرا از حضور «شریفی نیا» ،«احمد نجفی» و چند به اصطلاح هنرمند دیگر در مراسم تحلیف احمدی نژاد آغاز شد و حالا یک روز دیدار «هدیه تهرانی » با اسفندیار رحیم مشایی ، روز دیگر دیدار «مهناز افشار» ؛ امروز خبر حضور خواننده های لس آنجلسی در ایران با حمایت حاکمیت فردا برگزاری کنسرت « بنیامین » با حمایت حضرات در لس آنجلس و البته دیدار مثلا هنرمندان با رهبر فرزانه با این حساب اگر فردا روزی خبر کنسرت « جنیفر لوپز» را در بیت رهبری شنیدید شکه نشوید . آقا به دنبال اعتبار از دست رفته شان می گردنند.
پس از کودتای ۲۲ خرداد ۸۸ جمهوری اسلامی که تا پیش از آن تنها درگیریهای مقطعی با اصنافی چون دانشجویان ، روزنامه نگاران و کارگران را تجربه کرده بود به یکباره دربرابر سیل خروشانی از خشم مردمی از همه اصناف و گروه های اجتماعی قرار گرفت .
سران حکومت در برابر این خشم و اعتراض شیوه های متفاوتی را پیش گرفتند « علی اکبر هاشمی رفسنجانی» رئیس جمهور دوران سازندگی و از پایه های اصلی نظام با پیوستن به مردم و حضور خانواده اش در راهپیمایی ها سعی در بازگرداندن اعتبار از دست رفته خویش نزد مردم داشت – البته بسیاری معتقدند بیرون رفتن مردم در ۲۳ خرداد طرحی از پیش تعیین شده توسط هاشمی و خاندان اش بود وبرای اثبات این امر گفتگوی همسر وی با خبرنگاران در روز رای گیری را عنوان می کنند که صراحتا اعلام کرد در صورت بروز تقلب مردم باید به خیابان ها بیاییند – و اما « سید علی خامنه ایی » رهبری و ولی فقیه که با خطبه های نماز جمعه ۲۹ خرداد تابوی توهین و انزجار عمومی از خویش را در مکان های عمومی شکست .
از ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ بازی به نفع احمدی نژاد رئیس دولت انتخابی تغییر جهت داد آیت الله خامنه ایی سپر بلایی شد برای شعارهای خشم آلود مردم و احمدی نژاد نیز در سایه ولایت به کشورگشایی ها و گردنکشی های خود پرداخت .
اعتبار واژه های رهبری و ولایت فقیه در جمهوری اسلامی از زمان شروع اعدام های دهه شصت متزلزل شده بود و رفته رفته با عریان شدن چهره نهان دیکتاتوری در پس عبای رهبری از معقولیت چنین عنوانی کاسته شد اما هرگز جمهوری اسلامی شعارهایی چون « مرگ بر اصل ولایت فقیه » را پیش از نمازجمعه ۲۹ خرداد ندیده بود .
امروز سیدعلی خامنه ایی بی اعتبارترین دوران عمر خویش را سپری می کند ، دورانی که برای کسب اعتبار باید به گیسوان رنگ شده دخترکی با لاک قرمز متوسل شود و به التماس ساندیس و کیک برای خود کارناوال کفن پوشان سفارشی به راه بی اندازد .
اما گزینه دیگری هم هست ؛ وصل شدن به « پروانه معصومی » ، « سعید آقاخانی » ، « افسانه بایگان» و … برگزاری مراسم شعرخوانی ، احتمالا به زودی هم برگزاری یک کنسرت موسیقی پاپ در بیت رهبری !
رهبر معظم انقلاب سید علی خامنه ایی که اسلام ناب محمدی اش گوش فلک را کر کرده امروز در جستجوی اعتبار از دست رفته خویش دست به دامان پاک بازیگری می شود که پیش از انقلاب با همان استانداردهای فیلم فارسی جلوی دوربین طنازی می کرده یا شاید این اعتبار در دستان سعید آقاخانی بازیگر درجه سومی طنز باشد که تا کنون حتی یک نقش اولی فیلم سینمایی را به خود ندیده و جز کارهای دم دستی اثر به یاد ماندنی دیگری در کارنامه خود به ثبت نرسانده است شاید البته اعتبار رهبر در جیب مرد اول زن یاب سینما باشد که آوازه خیلی از شیرین کاری هایش در میان مردم و اهالی سینما پیچیده .
نفرت عمومی از دست بوسی بازیگران و اهالی سینما با سیدعلی خامنه ایی کم نبود و البته در این میان هنرمندان غایب در صحنه نیز ستوده شدند که از قضا مردمی ترین و موفق ترین گروه از این صنف نیز بوده اند.
اصل داستان اینجاست که چطور می شود مقامی تا این حد عظمی که بر منبر خون نشسته و از بالا به مردم این سرزمین حکم رانی- بخوانید خیانت- می کند و به ظاهر هیچ گزندی از این همه ناسزا و نفرین نمی بیند برای اثبات حقانیت خود دست به دامان زمین و زمان شود ؟
آیا پایه های کاخ دیکتاتوری اش را متزلزل دیده که شب شعر راه می اندازد و با هنرمندان دیدار می کند؟ اگر چنین نبود چرا برای اثبات مردمی بودن این رهبر فرزانه عکس جوانانی با پوشش های امروزی در راهپیمایی های حمایت از رهبری عکس یک مرکز نشر اکاذیب فارس شد ؟ چرا فرمایشات مقام معظم پروانه معصومی خبر اول سایت ها و مراکز نشر اکاذیب ذوب شده در ولایت می شود ؟
تاریخ هرگز نام «سیدعلی خامنه ایی» را به عنوان یک جنایتکار فراموش نخواد کرد ، نه اینکه « آیت الله خمینی» شخصیت صلح طلب و انسان دوستانه تری داشت اما بخت بیشتری با آیت الله خمینی یار بود چرا که مردم در زمان رهبری وی آگاهی و هشیاری امروز را نداشتد و هنوز فرهنگ اعتراض – به خصوص اعتراض به احکام مذهبی- نهادینه نشده بود اما امروز زمانه عوض شده و با اگاهی مردمی و رستن از دوره جهل و ترس از دین و مذهب که هر قتل و جنایتی را عین صواب می داند زیر بار نمایش های مذهبی آنها نمی روند چه برسد به اینکه از دیدار مقام عظمی با هنرمندان، شخصیت ضحاکانه وی را ندیده بگیرند و او را چون فرزانه ایی اهل ادب و هنر بستایند.
این دیدارها نه تنها دردی از ولی فقیه دوا نمی کند که شریفی نیاها و معصومی ها را نیز چون رهبری به انزوا می کشاند
رهبر فرزانه باید بدانند این حناها برای مردم بی رنگ شده و رنگ خون نداهاست که بر سنگفرش خیابان تا ابد می ماند.

همیشه در همه اصناف هستند دلاوران نان به نرخ روزخوری که به یاد نمی آورند تاریخ با دیکتاتورها چه کرده است . اما قطعا فردا روزی که کاخ استبداد رهبری نیز روی سر خود و خاندانش آوار شد همین ها دست به سینه در نوبت پابوسی دیگری ایستاده اند . اما زمانه عوض شده و ثبت تاریخ سهل تر اینها اصلا مهم نیستند عده ایی به ظاهر هنرمند که به زودی به فراموشی سپرده می شوند تا هنرمندان حقیقی که نان هنر خویش می خورند برای همیشه قلب مردم را نشانه بروند و در دلهای دوستدارانشان بمانند . مهم پیامی است که در پس این دیدارها نهفته است کاخ رهبری ترک خورده و ترس از پایان گریبان حاکمیت را گرفته است .
برگزاری شب شعر و دیدار با هنرمندان درجه سومی که هیچ اگر رهبری در بیت خود بساط بزم و مطربی هم به پا کند مردم از خون سهراب ها ، اشکان ها و جوانان دیگر این مرز و بوم نمی گذرند. تاریخ و مردم دست نشانده های نان به نرخ روزخور و اربابان خون خوارشان را هرگز ستایش نمی کنند .
Related posts:
- احمدی نژاد و الهام غیبی زلزله در پانزدهم اردیبهشت: سارا والا
- ملالی نیست جز بدحجابی شما : سارا والا
- برگ زرین دیگری از دفتر افتخارات دولت مهرورز ورق خورد: سارا والا
- زندانیان سیاسی قربانیان قدرت طلبی دیکتاتور زمان : سارا والا
- خامنه ایی دوباره بر منبر خون نماز قتل عام می خواند: آرش کمانگر

